امتحانم را بد مي دهم
اين كه چيز عجيبي نيست
درخت هاي دانشگاه هم عرضه ي مهار كردن آفتاب را ندارند
عينك دودي هم كارساز نيست
من هميشه امتحانم را خراب كرده ام
حتي وقتي بهترين نمره را گرفتم
من تو را ياد آنروزهاي دلدادگي ات انداختم -يك روز
يادت هست؟
و اين حس غريبي بود كه هيچگاه به روي مباركت هم نياوردم
از اين كه امروز نمي داني من هنوزهم هستم لذت مي برم
حتي زحمت بازكردن اين صفحه را به خودت نمي دهي
گيرم كه بدهي شك ندارم كه يك لحظه هم به ذهنت خطور نكند
كه من تصويرتو را توي اضلاع اين شعر كشيده ام
حالا بگو اين شعر نيست
من مي گويم شعر است
هرچيزي كه از تو بگويد شعراست
.....
پ.ن: اينجا پرنده هم پرنمي زند وقتي كه نيستي ...
يا علي مددي.!