تبليغاتX
عطسه >> @$eH
جمعه دوم فروردین 1387
درگیر
من هنوز هم درگير هستم.
درگير نفس هاي تو كه بازدم من است
مي توانم ساعت ها تو را تماشا كنم
وقتي  تو را نمي بينم.!
و حركت دستهايت را ترسيم كنم
وقتي حرفي براي گفتن نداري...
تمام روزها را شب ببينم
و ماه را خورشيد
تو را از هم بپاشم.. و از نو خطوط چهره ات را بسازم
و از توي تمام قاب عكس ها برت دارم
و در تمام لحظه هايم منتشر كنم.
كم بياورم تو را و دزدانه تلخي خنده هايت را مز مزه كنم!!
"مثل آن روزها كه قهوه ي تلخت را مز مزه مي كردم"
....

پ.ن۱ :ديوانگي هايم از سر ناچاريست وگرنه مدتهاست عاقل شده ام.!
پ.ن2 : دير كه مي كني تازه مي فهمي هنوز هم هستي.!
پ.ن3 : خدا بهار را بهانه مي كند تا عيدي بدهد ... چقدر ساده من!!!

يا علي مددي!

+ عطسه گمشده