امتحانم را بد مي دهم
اين كه چيز عجيبي نيست
درخت هاي دانشگاه هم عرضه ي مهار كردن آفتاب را ندارند
عينك دودي هم كارساز نيست
من هميشه امتحانم را خراب كرده ام
حتي وقتي بهترين نمره را گرفتم
من تو را ياد آنروزهاي دلدادگي ات انداختم -يك روز
يادت هست؟
و اين حس غريبي بود كه هيچگاه به روي مباركت هم نياوردم
از اين كه امروز نمي داني من هنوزهم هستم لذت مي برم
حتي زحمت بازكردن اين صفحه را به خودت نمي دهي
گيرم كه بدهي شك ندارم كه يك لحظه هم به ذهنت خطور نكند
كه من تصويرتو را توي اضلاع اين شعر كشيده ام
حالا بگو اين شعر نيست
من مي گويم شعر است
هرچيزي كه از تو بگويد شعراست
.....
پ.ن1: اينجا پرنده هم پرنمي زند وقتي كه نيستي ...
پ.ن2: وقتي دنبال قهرمان قصه "من-او " گشتم چقدر شبيهش بودي ...
يا علي مددي.!
پ.ن۱ :ديوانگي هايم از سر ناچاريست وگرنه مدتهاست عاقل شده ام.!
پ.ن2 : دير كه مي كني تازه مي فهمي هنوز هم هستي.!
پ.ن3 : خدا بهار را بهانه مي كند تا عيدي بدهد ... چقدر ساده من!!!
يا علي مددي!
مرا چه كار به زواياي شكسته ي خطوط درهم لبانت
و به ارواحي كه در نگاهت پرسه مي زنند
ربطي به من ندارد كه تو را افسوني است در صدا
و مرهمي است در نوازش دستان
بايد نديده بگيرم تو را
بايد كمي زودتر از تو دور شوم
بايد به فكر راه چاره باشم قبل از اينكه ثانيه هاي نبضم از نفس هاي تو بجوشد
يك ريش سفيد بيايد و بين من و چشمان تو وساطت كند
كار از محكم كاري عيب نمي كند اگر حواس لبخند هاي تو را پرت كنم
كمي فرصت بده .. بايد فكر كنم شايد راه فراري باشد
دري .. پنچره اي .. حتي روزنه اي
خدايا دارم اينجا گم مي شوم
.
پ.ن1 : راه فرار مرا بسته اند انگار.!
پ.ن2 : اين يك جنگ روانيست كه تو نباشي و من تو را هر جا كه حتي نيستم ببينم.!
يا علي مددي.!